جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

298

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

هموطن اين انسان حق ندارد كه او را از حقوق قانونى و طبيعى خويش ، كه طبيعت هستى به او بخشيده است ، با استفاده از رژيم‌هاى پوسيده و بىارزشى كه در يك جامعه ناسالم و مريض برپا مىگردد ، محروم سازد . پيامبر مىفرمايد : « الناس شركاء فى ثلاث : الماء و كلاء و النار » . مردم در سه چيز : آب ، گياه ، آتش شريكند و ما وقتى به اين گفتار ، در شكل مطلق و بدون وابستگى آن بنگريم ، مىبينيم كه پيامبر يك حقيقت ابدى و ازلى را ، كه عميق‌تر و ريشه‌دارتر از هر قانون و هر برنامه‌اى است ، بيان و تثبيت مىكند ، زيرا اين حقيقت ، تصويرى از حق زندگان بر زندگى است . و ما وقتى به اين گفتار ، در شكل محدود به زمان و مكان - و شرايطى كه پيوندها و روابط همگان در زمان و مكان دارند - نظرى بيفكنيم ، به‌نحوى درك مىكنيم كه پيامبر در اين گفتار نوعى اشتراكيت آشكار را در اموال مىخواهد كه رسيدن بر كم يا زياد آن ، بايد به مقياس كوشش و كار و سپس به مقدار نياز و احتياج باشد . « 1 » پيامبر به اين دليل بصراحت اشتراك در مالكيت آب و گياه و آتش را امر مىكند كه اينها از ضروريات زندگى و از ابتدايىترين وسايل حيات در آن محيط عربى بيابانى قديمى بودند ، و اگر اين جامعه علاوه بر آب و گياه و سوخت ، نيازمند به مال و چيز ديگرى باشد ، مسلماً پيامبر قبول نخواهد كرد كه مال و ثروتى كه مورد احتياج عمومى است فقط در دست سرمايه‌داران و ثروتمندان دست

--> ( 1 ) به توضيحات آخر كتاب رجوع شود